- پست شده در - دوشنبه, ۲۳ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۵۷ ق.ظ
- ۱۱۱ : views
- : Likes
- ۴ : Comments
- : Categories
برای دونه برف عزیز من
یو چان عزیزم .
من واقعا متاسفم.
من هیچوقت نمی تونم به اندازه کافی کافی باشم ....
خوشحال بودم که هروقت می خواهی هستم ولی حالا حتی همان هم نیستم.
می ترسم اینکه بنویسم نگرانتم ریاکارانه به نظر برسد ولی واقعا نگرانتم...
عزیزم حالت خوبه؟
امیدوارم حالت خوب باشه .
لطفا مراقب خودت باش.
لطفا خیلی خیلی مراقب خودت باش .
خدایی نکرده اسیبی نبینی.
امیدوارم این پیام را ببینی و اینکه چقدر برایت نگرانم را درک کنی.
کاش میشد مغز و قلبم را با تو تقسیم می کردم تا ببینی چطور فکر میکنم و چطور احساس میکنم .
اینکه چقدر باعث می شوی احساس سرخوشی کنم و اینکه چقدر ارزو دارم بتوانم همانقدر خوشحالت کنم.
اگر بگویم هر وقت به صحبتهایمان فکر میکنم ، به اهدافمان ،به ارزوهایمان ، کمتر خسته می شوم باور میکنی؟
کاش می توانستم بهتر توضیح می دادم ، اما انگار مغزم ذوب شده ، کلمات از دستم فرار میکنند .
می دانی تو برای من خیلی مهمی ، خیلی با ارزشی ، خیلی دوست داشتنی معنا می شوی.
بودن با تو خلع سلاحم می کند ، ازادانه باتواز هر دری سخن گفتن ، از هر موضوعی به موضوع دیگیری پریدن ،تصور کردن و باز از سر گرفتن ، به گذشته بسنده نکردن و برای اینده لجاجت کردن ، و در نهایت احساس بودن کردن ، اینها همه نا معادلاتی هستند که بودن با تو ، انها را به تعادل می رساند .
یوکی.....
لطفا مراقب خودت باش و ادامه بده و امیدوار باش .
همه چیز بهتر میشه عزیزم.
می دانی؟
خیلی دوست دارم.
ممنونم.
چطور بنویسم ممنونم تا درک کنی چقدر از بودنت سپاسگزارم ؟
عزیزم.......
🫂