- پست شده در - سه شنبه, ۶ اسفند ۱۴۰۴، ۰۴:۲۷ ب.ظ
- ۷۹ : views
- : Likes
- ۱۳ : Comments
- : Categories
بیا سلامت بدهم
قلم درون کمد ام با کمی تلخیص و تغییر می خواهد بنویسد .
چطور به اینجا رسیدیم؟
چرا؟
من هنوز باور نمیکنم.
می دانی؟
وداع، تلخ و شیرین است، پس تا فردا شب، صبح بخیر میگویم.
به امید اینکه مثل همهی آن خبرهای ناگهانی و دردناک پوچ از گذشته،
وقتی دوباره چشمهایم را باز کنم، باز هم ستارههای کوچک درخشان را در آسمان آبیام ببینم.
:)
با لبخندهای صمیمی و آرزوهای گرم،
برای تو، فراتر از این بعدها و مکانها و زمانها و خطها و درگاهها و آدرسها…
برای همین
سلام ستاره درخشان و عزیز من.
.
پ.ن:هیچوقت تصور پایان نداشتم ، نه برای اینجا...
هنوز هم ندارم! پس بازهم ادامه می دهیم ، به نحوی.
مثل ماهینا پس از گذران بقا ، جایی در اقیانوس ، در اعماق یا در سطح
روزی رقص پرواز مان را نشان خواهیم داد.
و باز...
.
.
پ.پ.ن: و تو بازهم می درخشی !
اگر این پهنه ابی را فراموش کردی ، حداقل این جمله را فراموش کن.
بقیه ادرس ها و پیوندها بهانه بود.
.
.
و.پ.پ.ن: بیا اینجا
از اینجا زمزمه هامون ذخیره میشن.
.
.
و.پ.پ.پ.ن: لکه جوهرم
بعد از این پهنای آبی...
اگر ...